تبليغاتX
دانه های باران

دانه های باران

چیدمان شکلات

تزیین - شکلات - ایرانی - زیبا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 شهریور1389ساعت 23:26  توسط آرزو  | 

ماه رمضان

ورود شما را به مهمانی آفریدگار عالم خوش آمد می گویم و امیدوارم که همه ما مهمانان مودب و منظم و قدر دانی باشیم  ان شاءالله
+ نوشته شده در  جمعه 22 مرداد1389ساعت 13:13  توسط آرزو  | 

ذکر ایام هفته

بسم الله الرحمن الرحیم

شنبه : یارب العالمین

یکشنبه : یا ذاالجلال والاکرام

دوشنبه : یا قاضی الحاجات

سه سنبه : یاارحم الراحمین

چهار شنبه : یا حی یاقیوم

پنجشنبه : لا اله الا الله الملک الحق المبین

جمعه : اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 تیر1389ساعت 7:52  توسط آرزو  | 

آموزش روش صحیح مسواک زدن

 
 
البته ايده‌آل آن است كه بعد از هر بار مصرف مواد غذايي يا مواد قندي، دندانهايمان را مسواك كنيم؛ ولي اگر نشد، در دو زمان مسواك كردن دندانها حتماً بايد صورت گيرد


۱. شب قبل از خواب: به دليل اينكه در زمان خواب، جريان بزاق و حركات زبان و گونه جهت تميزكردن محيط دهان كاهش مي‌يابد و دندانها مستعد پوسيدگي مي‌شوند.
۲. صبح بعد از صبحانه

 انتخاب يك مسواك خوب:
     شرايط يك مسواك خوب :
• جنس : موهاي مسواك از جنس نايلون نرم و سر موهاي آن گرد باشد.
• كيفيت : موهاي مسواك منظم و مرتب باشد. معمولاً نمي‌توان بيش از ۳ الي ۴ ماه از يك مسواك استفاده نمود. چون موهاي آن خميده و نامنظم مي‌شود يا رنگ موهاي آن تغيير مي‌كند كه در اينصورت حتماً مسواك را بايد تعويض نمود
• اندازه مسواك: مسواك كودكان،كوچكتر از بزرگسالان است. همچنين اندازه دسته آن برای کودکان بايد بگونه ای باشد که بخوبی در دستهای کوچک کودکان قرار بگيرد و هنگام استفاده در دست آنها نلغزد.
• شكل مسواک : ترجيحاً دسته مسواك مستقيم باشد و خميدگی بيش از حد نداشته باشد؛ چرا که مسواکهايی که دارای دسته مستقيم هستند، قدرت پاک کنندگی بالاتری دارند

نكته: مسواك جزء وسايل شخصي مي‌باشد و هيچكس نبايد از مسواك ديگري استفاده نمايد.
 خمير دندان:
امروزه اكثر خمير دندانها حاوي فلورايد هستند كه سبب مقاومتر شدن دندان در برابر پوسيدگي مي‌‌شود. خمير دندانها داراي موادي هستند كه به از بين بردن پلاك ، رنگدانه و كنترل رسوب كمك مي‌كنند و نيز داراي خاصيت ضد پوسيدگي، ضد حساسيت ، خوشبو و خوش طعم كننده دهان ميباشند.
نكات مهم:
• لازم است مسواك كردن حتماً با خمير دندان انجام شود ولي در صورت عدم دسترسي به خمير دندان با آب خالي هم مي‌توان مسواك نمود. استفاده از نمك خشك، جوش شيرين يا ساير پودرها جهت مسواك كردن درست نيست، زيرا سبب ساييدگي ميناي دندان و خراشيده شدن لثه مي‌گردد. استفاده از آب نمك رقيق (نصف قاشق چايخوري در يك ليوان آب جوشيده سرد) بصورت دهانشويه جهت ضدعفوني كردن محيط دهان، كمك كننده است.
• حداقل زمان براي مسواك زدن ۴ دقيقه مي‌باشد(شكل ۴-۴)
• زمانهاي مناسب براي مسواك زدن: صبح‌ها( بعد از صبحانه)، ظهرها (بعد از ناهار)، شبها (قبل از خواب).

 روش درست مسواك كردن چيست؟
ابتدا دهان را با آب بشوئيد ، سپس به اندازه يك نخود خمير دندان روي مسواك قرار داده و خمير دندان را به داخل موهاي مسواك فرو كنيد

دندانهاي بالا و پايين بايد جداگانه مسواك شود. مسواك كردن از قسمت عقب يك سمت دهان شروع مي‌شود و به ترتيب كليه سطوح خارجي، داخلي و جونده كليه دندانها مسواك زده ميشود

هنگام مسواك كردن بايد موهاي مسواك با زاويه ۴۵ درجه نسبت به محور طولي دندان در محل اتصال لثه و دندان قرار گيرد
بعد از قرار دادن مسواك روي دندان و لثه، ابتدا حركت لرزشي (حركات سريع و كوتاه) در محل بايد صورت بگيرد و سپس با حركت مچ دست، موهاي مسواك روي سطح دندان از سمت لثه به طرف سطوح جونده چرخانده شود (شكل ۸-۴). اين حركت حدود ۱۵ تا ۲۰ بار براي هر دندان بايد انجام گيرد

تميز كردن سطوح داخلي دندانها هم مانند مسواك كردن سطوح خارجي آن صورت مي گيرد ولي براي سطوح داخلي دندانهاي جلو، مسواك را بايد به صورت عمود بر روي سطح داخلي دندانها قرار داد و با حركات بالا و پايين اين سطوح را تميز كرد 

براي مسواك كردن سطح جونده، موهاي مسواك را در تماس با سطوح جونده قرار داده و كمي فشار دهيد تا موهاي مسواك به خوبي به داخل شيارهاي سطح جونده وارد شود. سپس چند بار مسواك را به جلو و عقب بكشيد تا بخوبي تميز شود

چون خرده‌هاي مواد غذايي و ميكروبها روي سطح زبان جمع مي‌شوند، بهتر است هر چند روز يكبار روي زبان را هم با مسواك تميز نمود. براي اينكار مسواك در عقب زبان قرار مي‌گيرد و به طرف جلو كشيده مي‌شود. تميزكردن زبان نقش مهمي در از بين بردن بوي بد دهان دارد. پس از مسواك كردن دندانها و زبان بايد دهان چندين بار با آب شسته شود. وقتي مسواك كردن دندانها تمام شد، مسواك را خوب بشوئيد و در جايي دور از آلودگي نگهداري كنيد. توجه كنيد كه هيچگاه مسواك خيس را در جعبه سر بسته نگذاريد؛ چون رطوبت هواي داخل جعبه زياد شده و رشد ميكروبها را تسريع مي‌كند

 استفاده از نخ دندان:
سطوح بين دنداني به هيچ وجه با استفاده از مسواك تميز نمي‌شوند و تنها با استفاده از نخ دندان مي‌توان اين سطوح را تميز كرد. نخ دندان، نخ ابريشمي مخصوصي است كه بايد آن را از داروخانه تهيه نمود. براي استفاده درست از نخ دندان بايد:
• قبل از استفاده دستها را با آب و صابون خوب بشوئيد.
• حدود ۳۰ تا ۴۵ سانتيمتر از نخ دندان را ببريد و دو طرف نخي را كه بريده‌ايد  در هر دو دست به دور انگشت وسط بپيچيد

جهت نخ كشيدن دندانها، حداقل ۳۰ تا ۴۵ سانتيمتر نخ جدا كنيد.

• سه انگشت آخر را ببنديد و دو دست را از هم دوركنيد تا نخ محكم كشيده شود. به اين ترتيب انگشت نشانه و شست  هر دست آزاد مي‌ماند

با بستن سه انگشت آخر، انگشت نشانه و شست دو دست آزاد مانده و قدرت مانور بالايي به شما مي‌دهد.

• قطعه اي از نخ به طول ۲ تا ۵/۲ سانتي‌متر را بين انگشتان شست و اشاره دستها نگهداريد

طول نخي كه بين انگشتان دست آزاد باقي مي‌ماند، كافي است ۲ تا ۵/۲ سانتيمتر طول داشته باشد.

• براي واردكردن نخ بين دندانهاي فك پايين از دو انگشت اشاره و بين دندانهاي فك بالا از دو انگشت شست يا يك شست و يك انگشت اشاره استفاده كنيد.
• نخ را با حركتي شبيه اره كشيدن به آرامي به فضاي بين دندانها واردكنيد مراقب باشيد فشار نخ، لثه را زخمي نكند
مرحله بعد اين است كه نخ به آرامي با حركتي شبيه اره كشيدن به فضاي بين دندانها وارد شود
• پس از اينكه نخ را وارد فضاي بين دنداني كرديد ابتدا نخ را به سطح كناري دندان جلويي تكيه داده و با ملايمت به زير لبه لثه برده و آن را به ديواره دندان چسبانده و چند بار به طرف بالا و پائين حركت دهيد . به آرامي اين عمل را انجام دهيد تا به لثه مجاور دندان آسيب نرسانيد.
نخ را به كناره يكي از دندانها تكيه داده و به زير لبه لثه ببريد و سپس به ديواره دندان كناري بچسبانيد و چند بار به طرف بالا و پايين حركت دهيد. مواظب باشيد فشاري به لثه توسط نخ وارد نشود

• سپس قسمت تميز نخ را در همان محل به سطح كناري دندان پشتي بچسبانيد و همين كار را تكرار كنيد. بعد از آن نخ را از لاي دندانها خارج كنيد. آن قسمت از نخ را كه براي اين دندانها استفاده كرده‌ايد جابجا كنيد و نخ كشيدن دندان بعدي را شروع كنيد. اين كار را براي تمام سطوح بين دندانها تكراركنيد.

توجه كنيد كه:
• پشت آخرين دندان هر فك را نيز مثل دندانهاي ديگر نخ بكشيد.
• استفاده از نخ دندان براي كودك بايد به كمك والديني كه آموزش ديده باشند، انجام پذيرد. پس از اينكه كودك مهارت كافي را بدست آورد، بهتر است تا مدتي با نظارت والدين اين كار را انجام دهد.
• بهتر است روزي دو بار (شبها قبل از خواب و صبحها بعد از صبحانه) از نخ دندان و مسواك استفاده كنيد. در غير اينصورت حداقل شبها قبل از خواب ابتدا از نخ دندان استفاده كرده، سپس دندانها را مسواك كنيد.
• اگر هنگام مسواك زدن و نخ كشيدن دندانها، درد و خونريزي وجود داشت، جاي نگراني نيست. در اكثر مواقع با ادامه اينكار و برطرف شدن التهاب لثه درد و خونريزي هم از بين مي رود. اگر پس از يك هفته علائم برطرف نشد حتماً بيمار را به مركز بهداشتي درماني ارجاع دهيد.

نكته مهم: به جاي نخ دندان براي تميز كردن سطوح بين دندانها از هيچ نوع نخ ديگر يا وسايل سخت و نوك‌تيز مثل سنجاق و چوب كبريت استفاده نكنيد. در ضمن توجه داشته باشيد كه خلال دندان وسيله ايست كه به آساني به لثه آسيب مي‌رساند و استفاده از آن توصيه نمي‌شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 اردیبهشت1389ساعت 11:13  توسط آرزو  | 

ایام فاطمیه

ایام فاطمیه که همان دهه ای است که میان تاریخ شهادت زهرا (س) اختلاف نظر وجود دارد * فرصت خوبی است که تلاش کنیم و در این مدت حداقل یک کتاب درموردشناخت بیشتر بانوی مکرم اسلام مطالعه کنیم تا شناخت و وابستگی بیشتری پیدا کنیم

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اردیبهشت1389ساعت 9:57  توسط آرزو  | 

معلم

همه معلم ها عزیزند حتی سختگیر ترین ها بیشتر

مخلص همه معلمهایم هستم

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اردیبهشت1389ساعت 9:51  توسط آرزو  | 

سفرهای نوروزی تشنه احتیاط

تراخدا مسافرت میرید خیلی مواظب باشید به قول معروف " یک لحظه غفلت و عجله بی جا و بیهوده واقعا یک عمر که نه چند نسل پشیمانی " زندگی خودتون و بچه ها تون ، عیدشون را به خاطر نیم ساعت زودتر رسیدن به خاطر چشم هم چشمی ، به خاطر غرور بی جا به خطر نیندازید

عیدشون را تلخ نکنید     عزا نکنید

+ نوشته شده در  جمعه 6 فروردین1389ساعت 10:56  توسط آرزو  | 

مجلس در زمينه اصلاح الگوي مصرف موفق نبود

رو ح الله حسينيان در گفت و گو با خبرنگار سياسي پانا :اصلاح الگوي مصرف در مجلس شواري اسلامي اصلا محقق نشده است.

رييس فراکسيون انقلاب اسلامي مجلس اظهارداشت: گيت هاي مختلفي که هيچ نيازي نبوده خريداري شده و در راهرو هاي مجلس قرار داده اند.چقدر از لحاظ غذا اسراف مي شود .

در رستوران نمايندگان انواع و اقسام غذاها سرو مي شود. وي افزود: وقتي ائمه ساده زيست بودند و همچنين سطح زندگي مردم خيلي پايين است، نمايندگان نبايد چنين غذاهايي را بخورند و اين چنين اسراف کاري شود.

حسينيان به بودجه هاي اختصاص يافته به مجلس اشاره کرد و افزود: از لحاظ بودجه هايي که به مجلس داده شده است مشخص نيست که اين بودجه ها کلان صرف چه شده و به کجارفته است.

وي در پايان خاطرنشان کرد: به نظر من مجلس خودش در زمينه اصلاح الگوي مصرف موفق نبوده است که بخواهد بر دولت هم نظارت داشته باشد.
+ نوشته شده در  جمعه 6 فروردین1389ساعت 10:23  توسط آرزو  | 

سال 1389

امسال را مقام معظم رهبری سال همت مضاعف و کار مضاعف برای از بین بردن فقر و فساد وتبعیض نامیده اند امیدوارم که در راه تحقق این هدف کوشا و موفق باشیم

هرگاه ولی فقیه امری می فرمایند عمل به آن واجب است

انشاءالله

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 فروردین1389ساعت 10:19  توسط آرزو  | 

گذشت روزگاران

درود خداوند بر شما

یادش بخیر سال ۸۴ بود که دانشگاه آزادشیراز رشته ادبیات عرب قبول شدم  اما بعدها بخاطر مشکلاتی که پیش آمد نتونستم ادامه بدم و مجبور شدم به بوشهر برم رشته ادبیات فارسی

نشسته بودم یدفعه یاد همکلاسی های شیرازم افتادم فقط از یکیشون خبر دارم از بقیه چندان خبری ندارم

نمیدونم الان کجان وچکار میکنن ولی دعا می کنم به حق این سال جدید خداوند اونهارو هرکجا که هستند موفق و پیروز بداره و

چنانچه گذرشون به اینجا هم افتاد منو از حال خودشون باخبر کنن

 یادش بخیر روزهای خیلی خوبی بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 اسفند1388ساعت 23:37  توسط آرزو  | 

مومن اندک سخن است و بسیار کار
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 اسفند1388ساعت 16:0  توسط آرزو  | 

خونه تکونی

حواستون باشه  تو خونه تکونی دلتون دوستهای قدیمی تون رو بیرون نریزید  چون خیلی با ارزش هستند
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 اسفند1388ساعت 12:3  توسط آرزو  | 

نوروز1389

هرروزی که خورشید طلوع می کند فرصتی دوباره است برای یک تصمیم مهم در زندگی

و آنگاه که سال نو می شود فرصتی است برای نوشدن با تمام وجود

پیشاپیش سال نو مبارک و پربرکت باد

                           سرسفره دعامون کنید یادتون نره

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 اسفند1388ساعت 0:33  توسط آرزو  | 

قدر دان باشیم

تا که بوديم نبوديم کسي

کشت ما را غم بي هم نفسي

تا که خفتيم همه بيدار شدند
تا که مرديم همگي يار شدند
قدر آن شيشه بدانيد که هست
نه در آن موقع که افتاد شکست!

+ نوشته شده در  شنبه 26 دی1388ساعت 9:37  توسط آرزو  | 

صائب تبریزی

صائب تبریزی

 


ميرزا محمد علي، متخلص به صائب، از معروفترين شاعران عهد صفويه است. تاريخ تولدش معلوم نيست، و محل تولد او را بعضي در تبريز و بسياري در اصفهان دانسته‏اند؛ اما خاندان او مسلماً تبريزي بوده‏اند.

پدرش از بازرگانان اصفهان بود و خود يا پدرش به دستور شاه عباس اول صفوي با جمعي از تجار و مردم ثروتمند و متشخص از تبريز كوچ كرد و در محله عباس آباد اصفهان ساكن شد. عموي صائب، شمس الدين تبريزي شيرين قلم، مشهور به شمس ثاني، از استادان خط بود.

صائب در سال 1034 هـ . ق از اصفهان عازم هندوستان شد و بعد به هرات و كابل رفت. حكمران كابل، خواجه احسن الله مشهور به ظفرخان، كه خود شاعر و اديب بود، مقدم صائب را گرامي داشت. ظفرخان پس از مدتي به خاطر جلوس شاه جهان، عازم دكن شد و صائب را نيز با خود همراه بود. شاه جهان، صائب را مورد عنايت قرار داد و به او لقب مستعدخان داد

(برخي بر اين باورند كه اين لقب را درويشي به او داده است).

در سال 1039 هـ.ق كه صائب و ظفرخان در ركاب شاه جهان در برهانپور بودند، خبر رسيد كه پدر صائب از ايران به اكبرآباد هندوستان آمده است و مي‏خواهد او را با خود به ايران ببرد. صائب از ظفرخان و پدر او، خواجه ابوالحسن تربتي اجازه بازگشت خواست، اما حصول اين رخصت تا دو سال طول كشيد. در سال 1042 هـ.ق، كه حكومت كشمير به ظفرخان (به نيابت از پدرش) واگذار شد، صائب نيز به آن جا رفت، و از آن جا هم به اتفاق پدر عازم ايران شد. پس از بازگشت به ايران، در اصفهان اقامت گزيد و فقط گاهي به شهرهايي از قبيل قزوين، اردبيل، تبريز و يزد سفر كرد. صائب در ايران شهرت فراوان يافت و شاه عباس دوم صفوي او را به لقب ملك الشعرايي مفتخر ساخت.

وفات صائب در اصفهان اتفاق افتاد. سن او به هنگام وفات از 65 تا 71 گفته‏اند. آرامگاه او در اصفهان و در محلي است كه در زمان حياتش معروف به تكيه ميرزا صائب بود. تعداد اشعار صائب را از شصت هزار تا صد و بيست هزار و سيصد هزار بيت و بالاتر نيز گفته‏اند.

ديوان او مكرر در ايران و هندوستان چاپ شده است. صائب خط را خوش مي‏نوشت و به تركي نيز شعر مي‏سرود.



پس از قرن پنجم هجري، زبان شعر فارسي به همت شاعران عارفي نظير، سنايي، نظامي، مولانا، سعدي و حافظ در سبكي ويژه كه بعدها سبك عراقي ناميدندش، استحاله شد. پيش از ظهور اين بزرگان، شعر فارسي مبتني بر دريافتهاي حسي و بدوي از هستي بود.

حماسه و قصيده غالبترين انواع ادبي و در مرحله‏اي پس از اين دو، غزل عرصه بيان احساسات و عواطف شاعران موسوم به سبك خراساني محسوب مي‏شد.

سبك خراساني بر عناصري چون فخامت زبان و تصاوير شفاف و محسوس همراه با حس عاطفي غليظ بنياد گرفته بود.

جهان بيني اكثر شاعران اين دوره (به استثناي يكي دو تن) بيش از آن كه افلاكي و حقيقي باشد، مجازي و دنيوي بود. شعر فارسي با گذر از سبك خراساني و حضور و ظهور خلاق شاعراني عارف در آن، زيبايي سرشار و متعالي و ظريفي عظيم و غني و وجوهي چندگانه پيدا كرد و انديشه عرفاني غالبترين صبغه دروني آن شد.

هر كدام از بزرگان اين سبك همچون قله‏هاي تسخير ناپذيري شدند كه با گذشت ساليان دراز، هنوز سايه سنگينشان بر شعر و ادب فارسي گسترده است.

در اين سبك، برخلاف جهان حسي و ملموس سبك خراساني، شعر پاي در وادي مفاهيم انتزاعي گذاشت. به گونه‏اي كه شاعران بزرگ، متفكران بزرگي نيز بودند.

در همين دوران بود كه غزل فارسي با دستكار بزرگاني چون خافظ و سعدي به اوج حقيقي خويش نزديك شد.

پس از قرن هشتم هجري اغلب شاعران، جز حفظ سنت و حركت در حد و حدود و حاشيه آثار گذشتگان گامي فراپيش ننهادند. از قرن نهم به بعد، گروهي از شاعران ـ در جستجوي راهي تازه ـ كوشيدند تا شعر خود را از تقليد و تكرار رهايي بخشند.

كوششهاي اين گروه در بيان صميمانه و صادقانه حس و حال دروني و زباني سهل و ساده و دور از تكلف و مناظره عاشق و معشوق خلاصه شد.

از شاعران اين گروه كه در تذكره‏ها با عنوان شاعران «وقوعي» و يا مكتب وقوع نام برده مي‏شوند، كساني همچون بابافغاني، وحشي بافقي، اهلي و هلالي از بقيه معروفند.

آثار شاعران مكتب وقوع اگر چه در كنار آثار ديگر سبكها اهميتي درخور پيدا نكرد، اما همچون پل ارتباطي بين سبك عراقي و سبك هندي زمينه‏اي براي پيدايش «طرز نو» بود. مرور اين دو بيت از وقوعي تبريزي (از شاعران سبك وقوع) خالي از فايده نيست:

زينسان كه عشق در دلم امروز خانه ساخت

مي‏بايدم به درد دل جاودانه ساخت

چون مرغ زخم خورده برون شد ز سينه دل

آن بال و پر شكسته كجا آشيانه ساخت؟



از آغاز قرن دهم هجري تا ميانه قرن دوازدهم هجري، شعر فارسي رنگ و بويي ديگر به خود گرفت و شاعران معيارهاي زيبا شناختي جديدي را مبناي آفرينش آثار خود كردند و به كسب تجربه‏هايي تازه پرداختند كه بعدها اين «طرز نو» به سبك هندي معروف شد.

از مهمترين علل نامگذاري اين شيوه به سبك هندي، مهاجرت بسياري از اين شاعران به سرزمين اسرار آميز هند بود. محققان دلايل بسياري بر علت مهاجرت شاعران ايراني به هند، ذكر كرده‏اند؛ از جمله استاد گلچين معاني مهمترين اين عوامل را در «خروج شاه اسماعيل اول، سختگيريهاي شاه تهماسب، فتور ارباب مناصب در زمان شاه اسماعيل دوم، قتل عام شاهزادگان كه مروج و مربي شاعران بودند، فتنه‏هاي پياپي ازبكان، ... دعوت شاهان هند از ايشان، همراهي سفيران ايران، رنجش و ناخرسندي... آزردگي از خويشان يا همشهريان، درويشي و قلندري، پيوستن به آشنايان و بستگان خود كه در آن سامان مقام و منصبي داشته‏اند، سفارت، تجارت، سياحت. عياشي و خوشگذراني، ناسازگاري روزگار، پيدا كردن كار، راه يافتن به دربار هند و ...» مي‏داند.

در هر صورت، زبان فارسي كه سالها پيشتر از ورود اين شاعران به هند در آن ديار گسترش يافته بود، با حضور اين طوطيان شكرشكن، جاني دوباره و رونقي بسزا گرفت. بسياري از حكام و پادشاهان هند از علاقمندان شعر و ادب پارسي به شمار مي‏رفتند. حمايت اين پادشاهان از شاعران فارسي زبان و تأثير محيط و فرهنگ بومي هند، بر ذهن و ذوق اغلب آنان تأثيراتي خاص به جاي گذاشت.

زادگاه «طرز نو» ايران بود؛ اما اين شيوه در هند رشد و نمو كرد و شكل كمال يافته خود را بازيافت.

شاعران بزرگي همچون صائب، كليم، طالب، عرفي و ... از مهاجريني بودند كه به طور مستقيم و از نزديك، محيط و فرهنگ هندي را آزمودند و تجربه كردند.

علاوه بر اينان بزرگاني چون بيدل دهلوي، غني كشميري و غالب دهلوي، شاعراني هندي الاصل فارسي زباني بودند كه در دوره متأخر اين سبك ظهور كردند و نگاهي سبگ شناسانه به آثارشان حكايت از چيرگي مفرط ذوق و فرهنگ هندي بر آثارشان نسبت به شاعران گروه اول دارد.



هر شاعر در افق خاصي از هستي قادر به كشف و دريافت لحظات و حالات شاعرانه زندگي است. سبك و شيوه هر شاعري در سرودن شعر نيز، شيوه‏اي منحصر و يگانه است؛ چرا كه آفاق درك و دريافتهاي شهودي و كشفي شاعران با يكديگر متفاوت است.

از طرفي به دليل آن كه همواره گروهي از شاعران در يك دوره معين تاريخي و در يك جامعه زندگي مي‏كنند و تحت تأثير عوامل مشترك همچون روح حاكم بر انديشه‏هاي رايج در آن زمان و مسائل اجتماعي و... قرار مي‏گيرند، زبان شعر يك دوره، صاحب ويژگيها و مؤلفه‏هايي مي‏شود كه در آثار شاعران آن عهد مشترك است.

معمولاً اين ويژگيها و مؤلفه‏هاي مشترك را در زيرمجموعه سبكهايي كه به سبكهاي دوره‏اي موسوم است، بررسي مي‏كنند.

در واقع، اطلاق نام واحد سبك خراساني، سبك عراقي و سبك هندي بر آثار شاعران در محدوده‏هاي معين تاريخي فقط با توجه به اشتراكاتي كه در زبان شعر جميع آنها وجود دارد، ممكن و ميسر مي‏شود.

البته، عناصر مشترك موجود بايد در بسامدي بالا در آثار يك گروه از شاعران تكرار شود تا امكان نامگذاري و طبقه‏بندي آنها وجود داشته باشد. باري، آثار هر شاعر در عين آن كه قابل طبقه‏بندي در يك سبك دوره‏اي مشخص است، سبكي ويژه و منحصر و فردي را نيز داراست. سبكي يگانه كه همچون خطوط انگشتانش، امضاي اثر او به شمار مي‏رود. چرا كه سبك و زبان آيينه احوال آفاقي و انفسي شاعرند... .

اينك، به برخي از مهمترين عناصر و ويژگيهاي سبكي و زباني شعر صائب كه به صورتي گسترده و با بسامدي بالا در شعر وي و معاصرانش وجود دارد، اشاراتي هر چند مختصر مي‏كنيم:

1 ـ گرايش كلي زبان شعر از شيوه فخيم عراقي (زبان خواص) به سمت زباني صميمي و مردمي است (زبان عوام) معيارهاي زيبايي شناختي به طور كلي با دوره پيشين متفاوت است و شاعران در نسبتي متوازن با پسند مردم شعر مي‏سرايند. فخامت و استواري زبان چندان جايگاه مهمي در شعر اين عصر ندارد. اصطلاحات و تعبيرات عاميانه در بي‏پيرايه‏ترين شكل زباني خود، بي‏تكلف و رها در شعر حضور مي‏يابند.

ظهور شاعراني از بطن جامعه همچون صاحبان حرفه‏ها و پيشه‏ها و رهايي شعر از سيطره دربارها به معنايي كه در دوره‏هاي پيشين وجود داشت و همچنين دوري از روش اهل فضل و مدرسه را مي‏توان از مهمترين محركها و انگيزه‏هاي ايجاد چنين حركتي در زبان شعر اين دوره دانست:

بلبل رنگين نوايي بر سر كار آمده است

آب و رنگ تازه‏اي بر روي گلزار آمده است

وقت گلشن خوش كه گلريزان ابر رحمت است

چشم پل روشن! كه آب امسال سرشار آمده است



گوش تا گوش زمين از گفتگوي ما پر است

تا خط بغداد اين جام از سبوي ما پر است

2 ـ عنصر خيال در شعر صائب و شاعران سبك هندي از مهمترين عناصر سبكي است و حضوري گسترده و متنوع در شعر اين شاعران دارد. صورتهاي گوناگون بياني تخيل، همچون تشبيه، استعاره، كنايه و تمثيل در بسامدي بالا در آثار صائب و ... به چشم مي‏خورد. حضور تخيل در شعر اين شاعران گاه عناصر ديگري همچون عاطفه شاعرانه را تحت الشعاع خود قرار مي‏دهد و از فروغ آن مي‏كاهد.

تصويرسازيهاي درخشان، بهره‏گيري مفرط از نوعي استعاره كه جاندار انگاري اشيا و شخصيت بخشيدن به آنها مهمترين هدف آن به شمار مي‏رود و امروز تشخيص ناميده مي‏شود و گشودن پنجره‏هاي خيال به سمت آفاق تازه و شعر شاعران طرز نو را سرشار از چشم اندازهاي بديع و رنگين و لحظات خيال انگيز كرده است:

شب كه سرو قامت او شمع اين كاشانه بود

تا سحرگه برگريزان پر پروانه بود



مهر را سوختگان بوته خاري گيرند

ماه را زنده‏دلان شمع مزاري گيرند



سحرگه چهره خورشيد را به خون شستند

گليم بخت من از آب نيلگون شستند

خبر كبوتر چاه ذقن به بابل برد

تمام بابليان دست از فسون شستند



شستم به خون ز صفحه دل، مهر آسمان

زان دشنه‏ها كه بر جگر آ‏فتاب زد

3 ـ ايجاز: اشتياق به آوردن مضامين نو و معاني بيگانه و پرداخت آن در يك بيت در لفافه‏اي از هنرهاي بياني (به ويژه استعاره) منجر به ايجازي فوق العاده (و گاه مخل) در اشعار نوپردازاني نظير صائب، كليم، غني، بيدل و... شده است.

4 ـ ارسال المثل و تمثيل: ارسال المثل، آوردن ضرب المثلي در شعر به عنوان شاهد مثال است. اين صنعت مورد توجه صائب و شاعران سبك هندي بود. اما نكته جالب اين است كه بسياري از مصرعهاي برجسته اين گروه از شاعران و به ويژه صائب به خاطر دلنشيني و مقبوليت خاصش در بين مردم در زمان شاعر و پس از او به صورت ضرب المثلهاي رايج زبانزد اهل كوي و برزن مي‏شد.

... اما تمثيل كه از ويژگيهاي عمده اين سبك به شمار مي‏رود، چنان است كه شاعر در يك مصرع، مطلب و مضموني اخلاقي يا عرفاني كه معمولاً انتزاعي است، بيان مي‏كند و در مصرع دوم با ذكر مثالي از طبيعت، اشيا و يا آوردن تصويري محسوس، دليلي براي اثبات آن مي‏آورد. در برخي از اين تمثيلها، گاه دو مصراع به لحاظ نحوي كاملاً مستقلند و هيچ حرف ربط يا شرطي آن دو را با يكديگر پيوند نمي‏دهد. تمثيلات شعر صائب كليم و بيدل از معروفترين تمثيلات شعر فارسي است:

من از بي‏قدري خار سر ديوار دانستم

كه ناكس كس نمي‏گردد از اين بالانشينيها



ظالم به ظلم خويش گرفتار مي‏شود

از پيچ و تاب نيست رهايي كمند را



ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم

موجيم كه آسودگي ما عدم ماست



جسم خاكي مانع عمر سبك رفتار نيست

پيش اين سيلاب كي ديوار مي‏ماند به جا

5 ـ تأكيد بر استقلال واحد بيت در غزل: غزل سبك هندي مبتني بر واحد بيت است. شاعران اين سبك به ابيات يك غزل، به لحاظ محتوا و مضمون چنان استقلالي مي‏بخشند كه غزل به صورت مجموعه‏اي از مضامين متنوع و متفاوت درمي‏آمد. ابياتي كه فقط با ضربآهنگ قافيه‏ها و تكرار رديفها، از نظر موسيقيايي صورت نظمي پريشان به خود مي‏گرفت. اگر چه ساختار شعر فارسي از آغاز بر بنياد ساختار شرقي وحدت در عين كثرت بود، اما در سبك هندي اين ساختار به صورتي افراطي به تفرد ابيات گرايش يافت و وحدت دروني به سرحد صورت قالب و پيوند قافيه و رديف تقليل پيدا كرد.

ريشه‏هاي استقلال ابيات در غزل فارسي را به صورت متشخص در غزل حافظ و شيوه مضمون پردازانه وي مي‏توان بازجست. (مثل همه ويژگيهاي ديگر شعرش در عين اعتدال و ظرافت.)

ظهور مفرط اين پديده در سبك هندي را مي‏توان در اصرار شاعران اين سبك به آوردن مضامين نو و برجسته دانست؛ به گونه‏اي كه هر مضمون در نهايت ايجاز در يك بيت گنجانده مي‏شد و شاعر بناچار تمام كوشش خود را صرف پروراندن مضمون مورد نظر خويش در يك بيت مي‏كرد و ابياتي با مضامين مختلف و گاه متناقض اما با وزن و قافيه و رديف مشترك در يك غزل مي‏سرود.

مصرع برجسته به گفته صائب چون تير شهاب، جگر سوز و در يادها ماندني بود و ديگر اين كه، شاعران طرز نو دوستدار آن بودند كه اشعارشان در لايه‏هاي مختلف اجتماع نفوذ كند و زبانزد و ضرب المثل كلام خاص و عام باشد. صائب فرموده است:

بر زبانها وصف قد دلستان خواهد دويد

مصرع برجسته برگرد جهان خواهد دويد

6 ـ گستره وسيع واژگاني و تركيبات و ...

7 ـ بسامد بالاي رديفهاي اسمي در شعر صائب، از ديگر مميزات شعر او به سبك موسوم به هندي است. رديفهاي اسمي از علل عمده توسع خيال در شعر است؛ چرا كه شاعر ناچار مي‏شود در هر بيت به تصويرسازيي كه به نوعي با رديف ارتباط دارد، بپردازد؛ رديفهايي نظير: رقص، خط، شمع، حرف، گل، صبح، رنگ و آفتاب مكرر مورد استفاده صائب است و يك رديف مشترك، مضامين گوناگون و تصاوير متنوعي را به همراه خود يدك مي‏كشد:

از بس مكدرست در اين روزگار صبح

از دل نمي‏كشد نفس بي‏غبار صبح

رخسار نو خط تو خوش آمد به ديده‏اش

از شب كشيده سرمه دنباله‏دار صبح

گلدسته بهشت برين، روي تازه است

برگ شكوفه‏اي است از اين شاخسار صبح

تر مي‏كند به خون شفق نان آفتاب

از راستي، چه مي‏كشد از روزگار صبح



سنت تتبع و تأمل در اشعار پيشينايان از آغاز طلوع شعر دري، در بين شاعران فارسي زبان وجود داشت. بسياري از شاعران علاوه بر مطالعه آثار شعر فارس به تأمل در اشعار شاعران عرب زبان نيز همت مي‏گمارند. صائب نيز از شاعراني بود كه به مطالعه آثار و دواوين گذشتگان و معاصرينش ارزش و اهميتي فوق العاده مي‏داد.

درنگ در آثار شاعران بزرگ درگذشته، علاوه بر دانش ادبي، آگاهي از ظرايف سبكهاي فردي شاعران را بر يكديگر ممكن مي‏ساخت و از طرفي، شعر فارسي در دايره سنتي خويش در نحله‏ها و سبكهاي مختلف، هر بار از نو حياتي دوباره مي‏گرفت.

مطالعه آثار معاصرين گاه به نوعي داد و ستد ادبي (و يا گفتگو) منجر مي‏شد. جواب دادن به شعر يكديگر تفنني از اين دست بود. شاعران نوپرداز سبك هندي، با وجود نوآوريها و هنجارشكنيهاي خاص سبكي خود، ثمره سنت بالنده شعر فارسي بودند كه هيچ گاه نوآوريهايشان به طور مستقيم در تعارض با اشعار گذشتگان درنيامد.

كوشش اصلي شاعران اين سبك به طور مستمر صرف گريز از طرز تلقيهاي قالبي و تكراري از شعر و نگاه نو به هستي شد... .

نظري گذرا به ديوان صائب نشان مي‏دهد كه اين شاعر بزرگ چه مقدار تتبع و تأمل در آثار شاعران متقدم و معاصر خود داشته است:

فتاد تا به ره طرز مولوي، صائب

سپند شعله فكرش شده‏ست كوكبها



اين جواب آن غزل صائب، كه مي‏گويد كليم

هر چه جانكاه است در اين راه، دلخواه من است



ز بلبلان خوش الحان اين چمن صائب

مريد زمزمه حافظ خوش الحان باش



صائب از درد سر هر دو جهان باز رهي

سر اگر در ره عطار نشابور كني



اين غزل را از حكيم غزنوي بشنو تمام

تا بداني نطق صائب پيش نطقش الكن است



شعر صائب حامل حكمتي ويژه است. به عبارتي، صائب به ديده‏اي حكيمانه شاهد اوضاع جهان است. اما اين حكمت حاصل سير و سلوكي عرفاني به معناي خاص آن نيست و همچنين اين حكمت نتيجه شاگردي انديشه‏ورزان و فيلسوفان و استادان مدرسه نيست؛ بلكه برخاسته از فطرت و حدت هوش شاعر و برآمده از نوعي غور و تأمل آزاد در پديده‏هاي گوناگون هستي است.

صائب به تماشا و تفريح جهان آمده است و در اين تماشا، ديدنيهاي طبيعت را با برخي از مفاهيم و مضامين موجود در زندگي انساني برابر مي‏نهد و مفاهيم ملموس و روزمره را كه هر انساني دائماً در گيرودار با آنهاست، برجسته مي‏كند و با نيروي تخيل شگفت انگيزش، آنها را با تصاويري محسوس و در دسترس پيوند مي‏دهد؛ پيوندي كه محصول آن عبرت است و ميوه‏اش حكمت؛ حكمتي كه ريشه در ذوق هنرمندانه و هوش نكته ربا دارد.

شعر وي با عموم مخاطبان ارتباط برقرار مي‏كند و اين ارتباط به قدري صميمي است كه مخاطب احساس مي‏كند به مضمون انديشه شاعر پيشتر مي‏انديشيده است؛ اما توان بيان آن را در خود نمي‏يافته است. صائب به اقتضاي سنت شعر فارسي غير از مضامين متنوع و بديع از مضامين و مفاهيم عرفاني به گشادگي تمام بهره مي‏گيرد. اين مفاهيم در شعر صائب بيشتر از نوع كسبي هستند و نه كشفي و انديشه‏هاي عرفاني صائب اغلب برخاسته از عرفاني نظري است. زبان راز محمل شهود و كشف عارفان و شاعران عارف است؛ آن چنان كه در شعر حافظ، مولوي و ... شاهد آنيم. حال آن كه وجه مميز زبان شعر صائب در بهره‏گيريهاي مفرط او از استعاره و تمثيل است.

http://243.blogfa.com/post-131.aspx

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آبان1388ساعت 7:29  توسط آرزو  | 

رابطه من با تلویزیون

من زیاد اهل تلویزیون نیستم هر فصلی یک یا نهایتا دو تا سریال بیشتر نگاه نمی کنم

تازه یه مدتی اصلا نگاه نمی کردم

بیشتر دوست دارم کتاب بخونم یا جدول حل کنم یا وارد دنیای مجازی اینترنت بشم یا کارهای دیگه

امااین روزها که خیلی تلویزیونی شدم سه تا سریال نگاه می کنم : ۱- مدرسه ما از شبکه دو سیما ساعت ۶:۲۰ بعدازظهر

۲- دل نوازان  شبکه سوم ۸:۴۵ شب

۳-  زیر آسمان شهر شبکه اصفهان ۱۰شب

شما رابطه اتون چه طوریه؟ چه کار می کنید؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مهر1388ساعت 11:2  توسط آرزو  | 

شمس الدین محمدخواجه حافظ شیرازی لسان الغیب

 

زندگی نامه حافظ شیرازی 

 زندگی نامه حافظ شیرازی 


خواجه شمس‌الدين محمد، حافظ شيرازي، يكي از بزرگ‌ترين شاعران نغزگوي ايران و از گويندگان بزرگ جهان است كه در شعرهاي خود «حافظ» تخلص نموده‌است. در غالب مأخذها نام پدرش را بهاءالدين نوشته‌اند و ممكن است بهاءالدين _علي‌الرسم_ لقب او بوده‌باشد.
محمد گلندام، نخستين جامع ديوان حافظ و دوست و همدرس او، نام و عنوان‌هاي او را چنين آورده‌است: مولاناالاعظم، المرحوم‌الشهيد، مفخرالعلماء، استاد نحاريرالادباء، شمس‌المله‌والدين، محمد حافظ شيرازي.
تذكره‌نويسان نوشته‌اند كه نياكان او از كوهپايه‌ اصفهان بوده‌اند و نياي او در روزگار حكومت اتابكان سلغري از آن جا به شيراز آمد و در اين شهر متوطن شد. و نيز چنين نوشته‌اند كه پدرش «بهاءالدين محمد» بازرگاني مي‌كرد و مادرش از اهالي كازرون و خانه‌ي ايشان در دروازه كازرون شيراز، واقع بود.
ولادت حافظ در ربع قرن هشتم هجري در شيراز اتفاق افتاد. بعداز مرگ بهاءالدي، پسران او پراكنده شدند ولي شمس‌الدين محمد كه خردسال بود با مادر خود، در شيراز ماند و روزگار آن‌دو، به تهيدستي مي‌گذشت تا آن‌كه عشق به تحصيل كمالات، او را به مكتب‌خانه كشانيد و به تفصيلي كه در تذكره‌ي ميخانه آمده‌است، وي چندگاهي ايام را بين كسب معاش و آموختن سواد مي‌گذرانيدو بعداز آن زندگاني حافظ تغيير كرد و در جرگه‌ي طالبان علم درآمد و مجلس‌هاي درس عالمان و اديبان زمان را در شيراز درك كرد و به تتبع و تفحص در كتاب‌هاي مهم ديني و ادبي از قبيل: كشاف زمخشري، مطالع‌الانوار قاضي بيضاوي، مفتاح‌العلوم سكاكي و امثال آن‌ها پرداخت.
محمد گلندام، معاصر و جامع ديوانش، او را چندين‌بار در مجلس درس قوام‌الدين ابوالبقا، عبدالله‌بن‌محمودبن‌حسن اصفهاني شيرازي (م772هـ ق.) مشهور به ابن‌الفقيه نجم، عالم و فقيه بزرگ عهد خود ديده و غزل‌هاي او را در همان محفل علم و ادب شنيده‌است.
چنان‌كه از سخن محمد گلندام برمي‌آيد، حافظ در دو رشته از دانش‌هاي زمان خود، يعني علوم شرعي و علوم ادبي كار مي‌كرد و چون استاد او، قوام‌الدين، خود عالم به قراآت سبع بود، طبعاً حافظ نيز در خدمت او به حفظ قرآن با توجه به قرائت‌هاي چهارده‌گانه (از شواذ و غير آن) ممارست مي‌كرد و خود در شعرهاي خويش چندين‌بار بدين اشتغال مداوم به كلام‌الله اشاره نموده‌است:
عشقـت رسد به فرياد ارخود به‌سان حـافظ قـرآن ز بـر بخواني با چـارده روايت
يا
صبح‌خيزي و سلامت‌طلبي چون حافظ هرچه كردم همه از دولت قرآن كردم

و به تصريح تذكره‌نويسان اتخاذ تخلص «حافظ» نيز از همين اشتغال، نشأت گرفته‌است.
شيراز، در دوره‌اي كه حافظ تربيت مي‌شد، اگرچه وضع سياسي آرام و ثابتي نداشت ليكن مركزي بزرگ از مركزهاي علمي و ادبي ايران و جهان اسلامي محسوب مي‌گرديد و اين نعمت، از تدبير اتابكان سلغري فارس براي شهر سعدي و حافظ فراهم‌آمده‌بود. حافظ در چنين محيطي كه شيراز هنوز مجمع عالمان و اديبان و عارفان و شاعران بزرگ بود،با تربيت علمي و ادبي مي‌يافت و با ذكاوت ذاتي و استعداد فطري و تيزبيني شگفت‌انگيزي كه داشت، ميراث‌دار نهضت علمي و فكري خاصي مي‌شد كه پيش‌از او در فارس فراهم‌آمد و اندكي بعداز او به نفرت گراييد.
حافظ از ميان اميران عهد خود چند تن را در شعرش ستوده و يا به معاشرت و درك صحبت آن‌ها اشاره كرده‌است، مانند: ابواسحق اينجو (مقتول به سال 758هـ ق.)، شاه‌شجاع (م786هـ.ق.)، و شاه‌منصور (م795هـ.ق.) و در همان‌حال با پادشاهان ايلكاني (جلايريان)كه در بغداد حكومت داشتند نيز مرتبط بود و از آن ميان سلطان احمدبن‌شيخ‌اويس (784-813هـ. ق.) را مدح كرد. از ميان رجال شيراز، از حاجي قوام‌الدين حسن تمغاچي (م754هـ ق.) در شعرهاي خود ياد كرده و يك‌جا هم از سلطان غياث‌الدين‌بن‌سلطان سكندر، فرمانرواي بنگال هنگامي كه شهرت شاعرنوازي سلطان محمود دكني (780-799هـ ق.) و وزيرش ميرفيض‌الله انجو به فارس رسيد، حافظ راغب ديدار دكن گشت و چون پادشاه بهمني هند و وزير او را مشتاق سفر خود به دكن يافت، از شيراز به "هرموز" رفت و در كشتي محمودشاهي كه از دكن آمده‌بود، نشست اما پيش‌از روانه‌شدن كشتي، باد مخالف وزيدن گرفت و شاعر كشتي را _ظاهراً به‌قصد وداع با بعضي از دوستان در ساحل هرموز، اما در واقع از بيم مخاطرات سفر دريا_ ترك گفت و اين غزل را به ميرفيض‌الله انجو فرستاد و خود به شيراز رفت:

دمي با غم به‌سر بردن جهان يك‌سر نمي‌ارزد به مـي بفروش دلق ما كزين بهتر نمي‌ارزد

يك‌بار حافظ از شيراز به يزد _كه در دست شعبه‌اي از شاهزادگان آل‌مظفر بود_ رفت ولي خيلي زود از اقامت در «زندان سكندر» خسته‌شد و در غزلي بازگشت خود را به فارس بدين‌گونه آرزو كرد:
دلم از وحشت زندان سكندر بگرفت رخت برتندم و تا ملك سليمان بروم
(هرچند كه عده‌اي سبب به يزد رفتن حافظ را تبعيد وي در دوران دوم حكومت شاه‌شجاع به مدت 22ماه دانسته‌اند.)
وفات حافظ به سال 792 هجري اتفاق افتاد. تو داراي زن و فرزتدان بود. چندبار در شعرهاي حافظ، به اشاراتي كه به مرگ فرزند خود دارد بازمي‌خوريم و از آن‌جمله است اين دو بيت:
دلا ديـدي كه آن فـرزانه فـرزند چه ديد اندر خم اين طاق رنگين
بـه‌جاي لوح سيمين در كنـارش فلك بر سر نهـادش لـوح سيمين
درباره‌ي عشق او به دختري «شاخ‌نبات»نام، افسانه‌هايي رايج است و بنابر همان داستان‌ها، حافظ آن دختر را به عقد مزاوجت درآورد. گروهي نيز شاخ‌نبات را معشوق معنوي و روحاني، عده‌اي نيز شاخ‌نبات را استعاره‌اي از قريحه‌ي شاعري و گروهي ديگر استعاره از كلك و قلم دانسته‌اند.)
حافظ مردي بود اديب، عالم به دانش‌هاي ادبي و شرعي و مطلع از دقيقه‌هاي حكمت و حقيقت‌هاي عرفان.
استعداد خارق‌العاده‌ي فطري او به وي مجال تفكرهاي طولاني، همراه با تخيل‌هاي بسيار باريك شاعرانه مي‌داد و او جميع اين موهبت‌هاي رباني را با ذوق لطيف و كلام دلپذير استادانه‌ي خود درمي‌آميخت و از آن ميان شاهكارهاي بي‌بديل خود را به‌صورت غزل‌هاي عالي به‌وجود مي‌آورد.
او بهترين غزل‌هاي مولوي، كمال، سعدي، همام، اوحدي و خواجو، و يا بهترين بيت‌هاي آنان را مورد استقبال و جواب‌گويي قرار داده‌است. كلام او در همه‌ي موارد منتخب و برگزيده، و مزين به انواع نزيين‌هاي مطبوع و مقرون به ذوق و شامل كلماتي‌ست كه هريك با حساب دقيق، انتخاب و به‌جاي خود گذارده شده‌است.
تأثر حافظ از شيوه‌ي خواجو، مخصوصاً از غزل‌هاي «بدايع‌الجمال»، يعني بخش دوم ديوان خواجو بسيار شديد است، و در بسياري از موردها، واژه‌ها و مصراع‌ها و بيت‌هاي خواجو را نيز به وام گرفته‌ و با اندك تغييري در غزل‌هاي خود آورده‌است و اين غيراز استقبال‌هاي متعددي‌ است كه حافظ از خواجو كرده‌است.
در ميان شاعراني كه حافظ از آن‌ها استقبال كرده‌ و يا تأثير پذيرفته‌است، بعداز خواجو، سلمان را بايد نام برد.
علت اين تأثير شديد آن است كه سلمان ساوجي هم مانند خواجو، از معاصران حافظ و از جمله‌ مشاهيري بود كه شاعر شيراز، اشعارش را سرمشق كار خود قرار داد. پاسخ‌‌ها و استقبال‌هاي حافظ از سعدي و مولوي و ديگر شاعران استاد پيش‌از خود، كم نيست، اما ديوان او به‌قدري از بيت‌هاي بلند و غزل‌هاي عالي و مضمون‌هاي نو پر است كه اين تقليدها و تأثرها در ميان آن‌ها كم و ناچيز مي‌نمايد.

علاوه براين علو مرتبه‌ي او در تفكرهاي عالي حكمي و عرفاني و قدرتي كه در بيان آن‌ها به فصيح‌ترين و خوش‌آهنگ‌ترين عبارت‌ها داشته، وي را با همه‌ي اين تأثيرپذيري‌ها، در فوق بسياري از شاعران گذشته قرار داده و ديوانش را مقبول خاص و عام ساخته‌است.
اين نكته را نبايد فراموش كرد كه عهد حافظ با آخرين مرحله‌ي تحول زبان و ادبيات فارسي و فرهنگ اسلامي ايران مصادف بود و از اين‌روي زبان و انديشه‌ي او در مقام مقايسه با استادان پيش‌از وي به ما نزديك‌تر و دل‌هاي ما با آن مأنوس‌تر است و به اين سبب است كه ما حافظ را زيادتر از شاعران خراسات و عراق درك‌ مي‌كنيم و سخن او را بيشتر مي‌پسنديم.
از اختصاص‌هاي كلام حافظ آن است كه او معني‌هاي دقيق عرفاني و حكمي و حاصل تخيل‌هاي لطيف و تفكرهاي دقيق خود را در موجزترين كلام و روشن‌ترين و صحيح‌ترين آن‌ها بيان كرده‌است. او در هر بيت و گاه در هر مصراع، نكته‌اي دقيق دارد كه از آن به «مضمون» تعبير مي‌كنيم. اين شيوه‌ي سخنوري را ، كه البته در شعر فارسي تازه نبود، حافظ تكميل‌كننده و درآورنده‌ي آن به پسنديده‌ترين وجه و مطبوع‌ترين صورت است و بعد از او شاعران در پيروي از شيوه‌ي او در آفرينش “نكته”هاي دقيق و ايراد “مضمون”هاي باريك و گنجاندن آن‌ها در موجزترين عبارت‌ها، كه از يك بيت گاه از يك مصراع تجاوز نكند مبالغه نمودند و همين شيوه است كه رفته رفته به شيوع سبك معرف به “هندي” منجر گرديد. نكته‌ي ديگر در بيان اختصاص‌هاي شعر حافظ، توجه خاص او است به ايراد صنعت‌هاي مختلف لفظي و معنوي در بيت‌هاي خود به نحوي كه كمتر بيتي از شعرهاي او را مي‌توان خالي از نقش و نگار صنايع يافت، اما نيرومندي او در استخدام الفاظ و چيره دستي‌اش در به كار بردن صنعت‌ها به حدي است كه “صنعت” در “سهولت” سخن او اثري ندارد، تا بدان جا كه خواننده، در بادي امر متوجه مصنوع بودن سخن حافظ نمي‌شود.
(با اين همه، بلندترين و باشكوه‌ترين مضمون شعر حافظ را بايد در مبارزه با تزوير و رياكاري و كاربرد مفهوم رندي او دانست كه به شعر و انديشه‌ي او جايگاهي ويژه مي‌دهد.)
حافظ از جمله شاعراني است كه در ايام حيات خود شهرت يافت و به سرعت در دورترين شهرهاي ايران و حتي در ميان پارسي‌گويان كشورهاي ديگر مقبول سخن‌شناسان گرديد و خود نيز بر اين امر وقوف داشت.
انديشه‌ي جهان شمول و انسان دوستانه‌ي خواجه به او شهرتي جهاني داده است تا بدان جاكه بسياري از بزرگان انديشه و تفكر و شعر جهان، تحت تأثير او به آفرينش آثاري مانا دست زدند كه از ميان آنان مي‌توان به دو انديشمند بزرگ شرق و غرب.، يعني يوهان ولفگانگ گوته (آلماني) و رابيندرانات تاگور (هندي) اشاره كرد.
ديوان كليات حافظ مركب است از پنج قصيده و غزل‌ها و مثنوي كوتاهي معروف به “آهوي وحشي” و “ساقي‌نامه” و قطعه‌ها و رباعي‌ها.
نخستين جامع ديوان حافظ، محمد گلندام است و بنا بر تصريح او، خود حافظ به جمع‌آوري غزل‌هاي خويش رغبتي نشان نمي‌داد. ظاهراً حافظ، صوفي خانقاه‌نشين نبود و با آن كه مشرب عرفان داشت، در حقيقت از زمره‌ي عالمان عصر و مخصوصاً در شمار عالمان علوم شرعي بود و هيچ‌گاه به تشكيل مجلس درس نپرداخت، بلكه از راه وظيفه‌ي ديواني ارتزاق مي‌نمود و گاه نيز به مدح پادشاهان در قصيده‌ها و غزل‌ها و قطعه‌هاي خود همت مي‌گماشت و از صله‌ها و جايزه‌هايي كه به دست مي‌آورد، برخوردار مي‌شد.
از اين ميان، دوران شيخ ابواسحق اينجو (مقتول به سال 758 ه.ق.) عهد بارورتري براي حافظ بود و به همين سبب افول ستاره‌ي اقبال اين پادشاه، شاعر را آزرده خاطر ساخت، چنان كه چند بار از واقعه‌ي او اظهار تأسف كرد. از جمله در غزلي با مطلع زير:
ياد باد آن كه سر كوي توام منزل بود
ديده را روشني از خاك درت حاصل بود
تا به اين بيت مي‌رسيم كه به اين موضوع اشاره مي‌كند:
راستي خاتم فيروزه‌ي بواسحاقي
خوش درخشيد ولي دولت مستعجل بود
و طبعاً با چنين ارادتي كه به شيخ داشت، نمي‌توانست قاتل او را به ديده‌ي محنت بنگرد، خاصه كه آن قاتل، يعني امير مبارزالدين محمدبن‌مظفر، (كه به قتل شيخ جانشين او شد و سلسله‌ي آل‌مظفر را بنيانگذاري كرد). مردي درشت‌خوي و رياكار و محتسب‌ پيشه بود وشاعرآزاده ي ماچند جاي از شعرهاي خود، رفتار او را به تعرض و يا به تصريح به باد انتقاد گرفته است، به ويژه در بيت:
محتسب شيخ شد و فسق خود از ياد ببرد
قصه‌ي ماست كه بر هر سر بازار بماند
از ديوان حافظ به سبب شهرت و رواج بسيار آن نسخه‌هاي فراوان در دست است كه اغلب در معرض دستبرد ناسخان و متذوقان قرار گرفته درباره‌ي بسياري از بيت‌هاي حافظ به سبب اشتمال آن‌ها بر مضمون‌ها دقيق، ميان اهل ادب تفسيرهاي خاص رايج است.
از مشهورترين شرح‌هاي ديوان حافظ، شرح سودي (متوفي در حدود 1000 ه.ق.) به تركي و شرح مصطفي بن‌شعبان متخلص به سروري (م 969 ه.ق.) و شمعي (م حدود 1000 ه.ق.) و از متأخرين، شرح دكتر حسينعلي هروي و حافظ‌ نامه بها‌ءالدين خرمشاهي و ..‌. را مي‌توان نام برد.
از آن چه كه انحصاراً درباره‌ي ديوان حافظ قابل توجه است، موضوع رواج تفأل بدان است.
“فال گرفتن” از ديوان حافظ سنتي تازه نيست بلكه از ديرباز در ميان آشنايان شعر او اعم از فارسي‌زبانان و غير آنان متداول بوده است و چون در هر غزلي از ديوان حافظ مي‌توان به هر تأويل و توجيه بيتي را حسب حال تفأل كننده يافت، بدين سبب سراينده‌ي ديوان را “لسان‌الغيب” لقب داده‌اند.
حاج خليفه در كشف‌الظنون، از چند رساله كه در قرن دهم و پيش از آن درباره‌ي تفأل در ديوان حافظ نوشته شده، ياد كرده است.

 گرفته شده از حافظ شناسی

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مهر1388ساعت 10:43  توسط آرزو  | 

شاعری از اهالی شهر امام حسن استان بوشهر

دعا کن

 

در آن لحظه که از چشمت برون شد شبنم خسته ، برای قلب بشکسته ، وجود خسته ی من را دعایی کن .

    

 شاعر جوان زهرا امام حسنی

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 11 مهر1388ساعت 20:35  توسط آرزو  | 

صرفه جویی در مصرف روغن

معمولا وقتی کوکو سیب زمینی وکتلت و بادنجان و... سرخ میکنیم کلی روغن مصرف میشه..حالا این راه رو امتحان کنید...وقتی دارین مثلا کوکوسیب زمینی درس میکنین دستتونو آغشته به سرکه و به دو طرف کوکو بزنیدو در روغن داغ بندازید..مطمئن باشید نه تنها مزه اش تغییر نمیکنه بلکه نصف روغنی که همیشه مصرف میکردین هم صرفه جویی میشه...
اگر هم میخواهین همبرگر یا کتلت شما آبدار بشه دو طرفشو با آب آغشته کنید

http://groohashpazi.blogfa.com/post-2469.aspx

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 مهر1388ساعت 0:26  توسط آرزو  | 

روزجهانی سالمندان

خوب است سری به خانه  سالمندان بزنید و کمی به درد دلهای سالمندان گوش کنیدو قدر والدین و فرزندانمان را بیشتر بدانیم و جوانمرد بمانیم.

پاک باشیم و خدمتگذار

                                        

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 مهر1388ساعت 0:20  توسط آرزو  | 

شمع

آرام و بی صدامی سوزم

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 مهر1388ساعت 9:4  توسط آرزو  | 

فریادی درسکوت

فریادی درسکوت

 

 

اینجا جای خوبی است برای شنیدن فریادهای نهفته بی آنکه کسی بگوید:

 چه خبرت بابا؟ مگه دیونه شدی ؟

کرمون کردی

وراج

اینجا میشه هرچی تو دلته بگی

میشه بلند بلند گریه کنی

بلند بلند فریاد بزنی

بی آنکه همسایه پایینی یا بالایی بیان  سراغت و به جرم همسایه آزاری ازت شکایت کنن

دیگه نمی ترسی کسی ازت ناراحت بشه

نمی ترسی گناه آزردن بیفته گردنت

کاغذ و قلم ، صفحه و کیبورد

دستانی که می نویسند

آهی که ازدلی بر می آید

دلی که می گوید

ذوقی که می سازد

کاغذهایی که چاپ می شوند

 وبلاگ هایی که ساخته می شوند

انسان هایی که می نشینند

چشمهایی که می خوانند

احساساتی که بر انگیخته می شوند

سرهایی که بالاو پایین می روند و تایید می کنند

دوستانی که پاسخ می دهند، نقدهایی که ایجاد می شود

سرمایه هایی هستند که ارزان نیستند

گرانقدرند و بزرگترین سرمایه

که شاید به ظاهر زود  به دست بیایند

امانه

نه آسانند، نه ارزانند ، نه زیاد

 

 و به قول شاعر:

قدر آن شیشه بدانیم که هست .

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 مهر1388ساعت 8:48  توسط آرزو  | 

بوشهر-باغ زهرا- برج

 البته ببخشیدعکس زیاد واضح نیست اما همین که بوشهر را نشان می دهد لذت بخش است

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 مهر1388ساعت 9:12  توسط آرزو  | 

باغچه دایی

اینم گلهایی که خونه داییمو با صفاتر کردن

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 مهر1388ساعت 8:59  توسط آرزو  | 

شاهین بوشهر

همه ما بوشهری ها وظیفه داریم از هرراهی که می توانیم از شاهین حمایت کنیم تیم ما تیم پر استعدادی است باید دست در دست هم دهیم به مهر شاهین را روز به روز ارتقاء دهیم

حمایت معنوی- مادی و همه جانبه

انشاءالله  

+ نوشته شده در  شنبه 4 مهر1388ساعت 0:27  توسط آرزو  | 

اینم اثری از دوست خوبم

امیدوارم خوشتون بیاد

+ نوشته شده در  جمعه 3 مهر1388ساعت 1:13  توسط آرزو  | 

مرصع پلو

بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید

تزیین غذا- مرصع پلو - غذای ایرانی - خانم فلاحتی

 

+ نوشته شده در  جمعه 3 مهر1388ساعت 1:4  توسط آرزو  | 

مهر ماه

آغاز سال نو تحصیلی را به همه دانش آموزان  دانشجویان و معلمان زحمتکش و اساتید گرانقدر تبریک عرض می کنم و آرزو می کنم سالی پر از تلاش و موفقیت و خلاقیت و نوآوری باشد

همیشه با آغاز مهر و برگزاری جشن شکوفه ها به یاد اولین روز کلاس اول دبستانم می افتم و معلم مهربانم سرکار خانم رضایی مدرسه معینی بوشهر

امیدوارم هرکجا هستند سلامت باشند

+ نوشته شده در  جمعه 3 مهر1388ساعت 0:56  توسط آرزو  | 

پیاده روی

رسول خدا (ص) فرمود:

 

خیرُ ماتَداوَیتُم ِ بِهِ المَشیَ

پیاده روی بهترین درمان برای درد و بقاء سلامتی است .

                                                     بحار الانوار ،ج۵۹ -ص ۱۲۷

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 11:9  توسط آرزو  | 

رفع بی خوابی

رنگ بنفش خواب آور است ، کسانی که دچار بی خوابی هستند میتوانند قسمتی از اتاق خواب یا لوازم آن را بنفش انتخاب کنند .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 11:7  توسط آرزو  |